محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

477

خلاصة الحكمة ( فارسى )

بعضى قوّى التسخين‌اند ؛ مانند حركتِ سريعِ قوى قليل ، و بعضى قوّى التحليل ؛ مانند حركتِ بطىءِ ضعيفِ كثير ؛ به جهت آن كه : سخونت ، تابع قوّت احتكاك است و محتاج به زمان طويل نيست [ و لذا ] هرگاه حركت به سرعت و قوّت واقع شود ، در اندك زمانى حرارت بسيار احداث نمايد [ و ] با وجود آن ، تحليل و ترقيق و تبخير مادّه شرط است ؛ به هر نحو كه اين هر سه واقع شود و طول زمان را لازم ندارد . و تحليل ، طول مدّت را لازم دارد ؛ جهت آن كه به سبب طول مدّت ، تبخير در مادّه پيش‌تر واقع مىشود و موادّ و قوا زياده تحليل مىيابند . و حركتى كه ميل به بطء و ضعف دارد ، سخونت كم‌تر احداث مىنمايد ؛ به سبب ضعف احتكاك كه لازمِ آن است . و افراط حركت و سكون ، احداث برودت مىكند در بدن ؛ زيرا كه : به سبب تحليل رطوبت غريزى ، حرارت غريزى نيز تحليل مىيابد . و وجه برودت افراط به سكون ، كثرت توليد بلاغم و رطوبات و اجتماع و احداث آن‌ها و عدم تحليل و ترقيق و دفع آن‌هاست و انغمار و احتقان حرارت غريزيه است تحت آن‌ها و لهذا مستولى مىگردد برد . و سكون ، معين‌تر بر هضم غذاست ؛ به جهت آن‌كه قوّهء هاضمه مِعديه كه « 1 » در جرم آن است ؛ پس چون غذا وارد آن گردد ، نخست اثر هضم به اجزاء غذايى كه ملاصق معده است مىرسد و بعد از آن تجاوز مىكند به اجزاء ديگر ، تا آن‌كه به جميع اجزاء آن سرايت مىنمايد . پس در هنگام هضم اگر سكون واقع شود ، تأثير هضم بر سبيل استواء و تمام و كمال واقع مىگردد . و اگر حركت واقع شود ، غذا در معده متحرّك مىباشد و در هضم و نضج آن قصور واقع مىشود ؛ به سبب تبديل اجزاء غذا و عدم تماسّ آن‌ها به سطح معده . و ليكن حركت خفيفى كه باعث تحضحض غذا نشود و به مثابهء سكون باشد ، قبل از تناول غذا مقوّى هاضمه است ؛ به جهت آن‌كه برمىانگيزاند حرارت غريزيه را و تحليل مىدهد فضول را . و زيادتى حرارت و خلوّ معده از فضول ، باعث سرعت انهضام است . و بعد از انهضام طعام ، حركت به اعتدال معين بر انحدار است . و بدان كه تكرار ذكر اكثر اين امور براى زيادتى توضيح است .

--> ( 1 ) . الف : ( كه ) حذف شده .